دختر بی همتای ما
تاريخ : شنبه 31 مرداد 1394 | 15:05 | نویسنده : مامان ثنا

 





[موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 22 مرداد 1396 | 1:05 | نویسنده : مامان ثنا






سلام .دختر نازم عکسها مربوط به تیر ماه سال 96 هست که با خاله سپیده و دایی سعید و عزیز رفتیم ساری و به شما خیلی خوش گذشت چون با مهدی یار همبازیهای خوبی هستید .عزیزم لذت بردن تو مساوی با صد برابر لذت من و بابایی هست .دوست دارم .



[موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 4 مرداد 1396 | 15:25 | نویسنده : مامان ثنا

سلام .عزیز مامان انقدر توی این مدت درگیر بودم که اصلا نشد برات چیزی

بنویسم آخه خونمون را بالاخره عوض کردیم و درگیر اثاث کشی و خرید بودم .

دختر نازم توی این خونه اتاق مجزا داری و با ما مشترک نیستی و کلی

بابت این موضوع خوشحالی همش میگی اقات منه .عزیزم بعضی از کلمات

را اشتباه میگی و هر چی من درستش را بهت میگم دوباره حرف خودتو

میزنی .این خونه خدارو شکر بزرگ هست و همه ما آرامش و رفاه بیشتری

داریم  تازه تقریبا همه وسایل خونه رو عوض کردیم و کلی شیک شدیم .

واقعا روزی هزار بار خدا را شکر میکنم .

خدارا هزاران بار شکر میکنم که توانایی 3 سال نگهداری از شما دختر

یاسم را به من داد .

عاشقانه میگویم عزیز مادر ، قلبم ،امیدم برای نفس کشیدن  تولدت مبارک .

ناناز مامان امسال تولدت همزمان با اثاث کشی شد و یه دفعه ای شد و

خیلی نتونستم تهیه و تدارک ببینم ایشالا  تولد سال بعد جبران میکنم نفسم .

آخه ماشالا خیلی شیطون و بلبل زبون هم شدی و همه زمان را از من میگیری .

راستی یه اتفاق خوب دیگه ای که افتاد این بود که من دوشنبه ها تعطیل هستم .

البته این قانون تا 6 سالگی شما ادامه داره .خیلی خوشحال کننده بود که یک روز

کامل پیشت هستم و بیشتر به تو دختر نازم میرسم .

ایشالا تصمیم دارم بعد از عید یه کلاس بزارمت احساس میکنم خیلی حوصلت تو

خونه سر میره و همبازی نداری با این حال که من و بابایی خیلی وقت میزاریم و

باهات بازی میکنیم ولی خوب باید خیلی چیزها رو از بازی با هم سن و سالهای

خودت یاد بگیری .

 

 

 



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 4 مرداد 1396 | 15:23 | نویسنده : مامان ثنا

 

 

 

         سلام دختر قشنگ و نازم .دخترم با شما روزهای دوشنبه صبح میریم کارگاه مادر و کودک .اونجا به شما

        شعرو قصه و کاردستی و ... یاد میدن .دو ستهای خوبی هم پیدا کردی و همش میگی دوست من آرمان

       کارن ،هانیه .از اینکه من میام سر کلاس خیلی خوشحالی و بی قرار ی نمیکنی . دوست دارم دختر نازم .

 





[موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 4 مرداد 1396 | 15:21 | نویسنده : مامان ثنا

 

 


             دختر نازم روزت را عاشقانه بهت تبریک میگم وامیدوارم همیشه شاد و سرزنده باشی .

              دیشب به مناسبت روز دختر بردیمت شهر بازی و شام پیتزا خوردیم .و برات کادو عروسک خریدم .          

           آخه همش میگی برام یه عروسک بخر که بهش آب بدم ،غذا بدم .قربونت برم دختر مهربون من  .     

 

 

 

 

 



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 31 شهريور 1395 | 16:59 | نویسنده : مامان ثنا

سلام دختر نازم ،الان ساعت 23.20 روز 92/11/09 میباشد و من فردا صبح ساعت 6.45 باید

برای زایمان بیمارستان باشم ،مامانی دلم نیومد شب آخری بخوابم و از احساساتم برات

ننویسم ، از یه لحاظ خوشحالم که تو فردا تو بغل مامان هستی و همش ذوق میکنم و

دوست دارم ببینم چه شکلی هستی و از یه طرف هم از درد زایمان میترسم و از صبح

استرس دارم ،نمیدونم اصلا چه جوری همه این احساسها ا در کنار هم داشتن برات

توصیف کنم ولی انگا بین زمین و هوا هستم ، اصلا باورم نمیشه که منم دارم مادر میشم 

شاید وقتی یه روز بزرگ شدی و مادر شدی اون موقع منو درک کنی راستش از یه لحاظ

خوشحالم که سبک میشم ولی از یه لحاظ از اینکه بعد از 9 ماه از هم جدا میشیم ناراحتم .

 دختر ناز و خوشگلم فقط میخوام بهم قول بدی همیشه همدم مامان باشی و هیچ وقت

منو با کسی عوض نکنی من روی تو خیلی حساب کردم .بالاخره تو هم به عنوان یه انسان

فردا پابه دنیای خاکی میزاری و شاید من نگران این هستم که طی عمری که داری چی به

تو میگذرد و شاید به خاطر همین دوست ندارم زمینی شوی ،پس بهتر است هر دو ما به

فال نیک بگیریم و به جای گره از ذوق دیدن همدیگه بخندیم .

همه چیز را به خدا میسپارم که او آرامش بخش دلهاست .

دوست دارم ثنای من





[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 20 شهريور 1395 | 15:35 | نویسنده : مامان ثنا

سلام عشق مامانی .این چند وقت خیلی درگیر کارهای عروسی خاله سپیده شدم

و تهیه جهیزیه و غیره بالاخره همه چیز به خوبی و خوشی خدارو شکر تموم شد

و مجلس به خوبی برقرار شد و خاله سپیده رفت سر خونه و زندگیش .

ایشالا خوشبخت بشن و عاقبت به خیر

دختر گلم تو از همه زیباتر شده بودی با اون لباس عروست و تاج گلت البته بعد از

عروسی که تولد امام رضا بود در 23 مردادبود رفتیم شمال و خیلی به شما خوش

گذشت ،کلی تو دریا بازی کردی و کلی هم شن بازی

حالا عکساتو برات میزارم گل نازم

 



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 24 خرداد 1395 | 17:03 | نویسنده : مامان ثنا

سلام گل مامان .ببخش که نشد این چند وقت چیزی بنویسم آخه یه اتفاق بدی افتاد و یکی از عزیزان ما از

دست رفت و من کلآ افسرده بودم .خدا رحمت کند .

دختر خوبم خیلی شیرن شدی و روز به روز کلمات بیشتر به کار میبری 

پتو -قرص -گوش -دست - پا-ابو = ابرو -پیشی =پیشونی-مدی=مهدی یار-

بهت میگم ثنا شبها قصه چی برات بگم سریع میگی قل قلی =گل گلی (اسم شخصیت توی قصه است )

ثنا افطار چی میخوری میگی الیم =حلیم

دختر نازم عاشق سرسره هستی و تا یه پارک میبینی سریع میگی سرسره و خیلی سوار میشی .

تازه شعر هم میخونی گلم میگی تاب تاب عباسی .

 

 

 





[موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 22 فروردين 1395 | 11:04 | نویسنده : مامان ثنا

عزیز مامان سال نو شد و تو 2 ساله شاید عمر من است که به این سرعت میگذرد

ولی برایم خواستنی ترین لحظات با تو بودن است  . همیشه فکر میکردم عاشقی بین

دو جنس مخالف پیش میاید اما الان بر این عقیده ام که عاشق مادر است و بس .

سال نو مبارک عشقم سالی سرشار از اتفاقات خوب را برای همه آرزومندم .

خیلی تعطیلات عید خوش گذشت و شما کلی تو صحبت کردن پیشرفت کردی به همه

سلام میکردی وبا عمو رشید کلی دوست شده بودی و با هم کردی و لری میرقصیدید .

اسم عسل را هم یاد گرفته بودی و به همه بچه ها میگفتی  عسل جون .

با بچه ها کلی هر روز تو مهمانیها بازی میکردی و کلی بهت خوش میگذشت نفسم .

راستی بالاخره موفق شدم در هفته دوم عید پستانک را ازت با استفاده از صبر زرد

و تلخ شدن آن بگیرم به قول خودت اینه یعنی پستانک .

الان هم خیلی درگیر از شیشه گرفتن شما هستیم ،شبها بلند میشی و بهونه

شیشه رو میگیری شیر بهت میدم ولی را ضی نمیشی و کلی نق میزنی مامانی .

خدا خودش بهم کمک کنه که این مراحل هم به خیر بگذره .

برای اینکه ذهنت آماده بشه که پوشک را هم ازت بگیرم و تو لگنت بشینی

برات عروسک baby born خریدم که بهش غذا و آب میدی و تو لگنش میزاری

و ادرار و پی پی میکنه خیلی دوستش داری و کلی باهاش سرگرم شدی

جالبه اسمش را گذاشتی عسل آخه دختر عموش اسمش عسله

و ثنا خیلی وسش داره .البته بعضی اوقات هم که ما برای عسل جا

میندازیم بخوابه بهش حسودی میکنی و پرتش میکنی و میای جای عسل میخوابی .

قربون حسودی کردنت آخه برم من .

وقتی دستشویی داری گیر میدی که پوشکت را دربیاریم و میری روی لگنت

میشینی و میگی صندلی .

ثنا خیلی مادر شاغل بودن سخته هیچ وقت نمیخواستم اینو بهت بگم

ولی واقعا ازت خواهش میکنم وقتی یه روز ازدواج کردی و بچه دار شدی

سر کار نرو و از بودن در کنار بچه ات لذت ببر چیزی که من همیشه حسرتش

را خوردم ،سعی میکنم وقتی از سر کارمیام جبران کنم و ببرمت پارک

و برات اسباب بازی بخرم و روزهای تعطیل شهربازی ولی بازم خودم قانع نمیشم

امیدوارم تو قانع بشی سروناز من .

همیشه از خودم میپرسم واقعا پول درآوردن ارزش این همه سختی رو داره .

فقط بدون دووووووووووست دارم به اندازه تمام دل تنگیهام که خیلی زیاده .





[موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 22 فروردين 1395 | 10:06 | نویسنده : مامان ثنا

عزیز دل مامان ،امیدم برای نفس کشیدن با عشق دومین سال تولدت را بهت تبریک میگم

و خدا را شاکرم که توانایی دو سال نگهداری از شما را به من دارد .

امیدوارم 100 ساله بشی شکوفه زندگی من همراه با عاقبت به خیری .

خیلی سعی کردم که بهترین مراسم برای شما برگزار بشه و به همه خوش بگذره تا حدی

هم موفق شدم ولی نتونستم عکسهای خوبی ازت بگیرم آخه همش گریه میکردی و

میگفتی برم وسط مجلس برقصم ، رقاصی دیگه شکلات من .

چند تا عکس از تولدت میزارم عشقم

راستی تم تولد دو سالگی شما کیتی بود ناناز

 

 



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 27 دی 1394 | 13:52 | نویسنده : مامان ثنا

سلام عسل مامانی .الان سرکارم و دلم برات یه ذره شده .این چند وقت همش مریض بودی

ومن انقدر اعصابم خورد بود قلبم درد میکرد،الان خداروشکر بهتری .

من دارم خونه تکانی میکنم  تا همه چیز برای تولد گلم آماده باشه .

جدیدا خیلی شیرین زبون  شدی و کلمات بیشتری میگی .

دایره لغات ثنا در 23 ماهگی

اوله=حوله

اموم=حموم

ابو =ابرو

آله =خاله

ببر ،آهو  و بازی  و موز و مو و عمو

دیروز سرفه بدی کردی بهت میگم ثنا چی شه میگی هیسی= هیچی فدات بشم من .

تازه یه ذره از اسباب بازیهات خوشت اومده مخصوصا مکعب ها و کلی باهاشون بازی میکنی .

کلی از برنامه عمو پورنگ  خوشت اومده و عصرها نگاه میکنی .

دخترم ازخدای بزرگ ممنونم که تورو به من هدیه داد .امیدوارم خودش همیشه نگهدارت باشه .

چند تا عکس از شهر بازی

 

عاشق این اردک هستی ،جوجه طلایی من

 



ادامه مطلب

[موضوع : ]
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد